اینجا که رسیدی مکن احساس غریبی××که این کلبه’درویش تعلق به تو دارد×××بهترین وبلاگ زرین شهری ها
|
|
| |
|
|
| |
آيا صبح ها به سختي از خواب بيدار مي شويد؟ آيا به سختي روز خود را شروع ميکنيد؟
اگر شما هم جزء يکي از افرادي هستيد که بيرون پريدن از رختخواب برايشان کار دشواري به نظر مي رسد، تا کنون شده از خودتان بپرسيد که دليلش چيست؟ چرا فقط براي يک دقيقه بيشتر چرت زدن مکرراً روي زنگ ساعت مي کوبيد و نهايتاً هم بايد چهار دست و پا از روي تخت پايين بياييد. آيا دليل اين امر آن است که شما به اندازه ي کافي استراحت نمي کنيد و خوابتان به اندازه نيست؟ آيا پيش از رفتن به رختخواب غذاهاي سنگين مصرف مي کنيد؟ آيا به اندازه کافي ورزش نمي کنيد؟
شايد هم دليلش اين باشد که شما به اندازه ي کافي "انگيزه" براي زودتر بيدار شدن از رختخواب نداريد. شايد زندگي برايتان آنقدر هيجان انگيز و لذت بخش نيست که بخواهيد از خواب بلند شده و روز خود را شروع کنيد. براي يک لحظه هم که شده به اين موضوع فکر کنيد! آيا احساس مي کنيد که زندگي خسته کننده و بي ثمري را دنبال مي کنيد؟
اگر زندگي فعلي تان خوشحالتان نمي کند، همين حالا وارد عمل شويد و شرايط خود را تغيير دهيد. شما يکبار بيشتر شانس زندگي کردن را نداريد، پس بهتر است از اين فرصتي که در اختيارتان قرار گرفته به بهترين نحو استفاده کنيد. کارهايي را انجام دهيد که از آنها لذت مي بريد. به اين فکر کنيد که انجام آن کار چه شور و اشتياقي را ميتواند در وجود شما زنده کند و سپس با اين تفکر به انجام آن کار اهتمام ورزيد.
اگر بي ميلي و تنبلي به شما اجازه نمي دهد که کاري را شروع کنيد، و يا صرفاً با کمبود انگيزه ي کافي روبرو هستيد، در اين قسمت شيوه هايي را به شما معرفي ميکنيم تا به واسطه ي آن بتوايند خودتان را در مسير صحيح دست يابي به خواسته ها و نهايتاً رسيدن به موفقيت قرار دهيد.
1- به اين موضوع فکر کنيد که با تنبلي و بي ميلي فقط لذات بيشماري که مي توانيد در زندگي بدست آوريد را از خود دريغ مي کنيد. چرا اجازه مي دهيد نعمت هاي شگفت انگيز زندگي از کنار شما بگذرند؟ از اين ديد به قضيه نگاه کنيد: زندگي آنقدر کوتاه است که حيف است لحظات خود را در خواب سپري کنيد. بايد بلند شويد، دست به کار شده و از زندگي خود لذت ببريد. کاري را پيدا کنيد که انجام آن به شما آرامش و اشتياق ميدهد. بايد لحظه لحظه ي زندگي را براي خود لذت بخش سازيد.
2- حالا که متوجه شديد که چه کارهايي که نمي توانيد انجام دهيد، انجام آنها را به صورت يک هدف در ذهن خود در بياوريد و صبح ها به آنها فکر کرده و براي عملي کردنشان خودتان را وادار کنيد که راس ساعت مقرر از رختخواب بيرون بياييد. انجام چنين کاري به صورت روتين ذهن شما را برنامه ريزي مي کند و به مرور زمان اين توانايي را پيدا مي کنيد که به محض اينکه ساعت زنگ زد فوراً از جا بلند شويد. وقتي صداي زنگ ساعت را قطع کرديد با خود عباراتي از اين قبيل را تکرار کنيد: "امروز بهترين روز زندگي من خواهد بود و من قصد دارد بيشترين استفاده را از زمان خود ببرم." سپس با اعتماد به نفس کامل از رختخواب بيرون آمده، قدم بر روي زمين بگذاريد، به عضلات خود کشش دهيد و سر را بلند نموده و مستقيماً به زير دوش برويد.
3- در حاليکه دوش مي گيريد و با صداي بلند آهنگ مورد علاقه تان را مي خوانيد، براي روز خود برنامه ريزي کنيد. (البته اگر تا آن لحظه برنامه هايتان را هماهنگ نکرده ايد). تمايل داريد امروز چه کارهايي را انجام دهيد؟ چه کار پر اهميتي وجود دارد که شما بايد آن را انجام دهيد؟ کارهايتان را اولويت بندي کنيد و ببيند چه کاري را بايد زودتر انجام دهيد و چه کارهايي را مي توانيد به زمان ديگري موکول کنيد؛ اما نکته ي قابل توجه: سعي کنيد ابتدا کارهايي را براي انجام دادن انتخاب کنيد که لذت بيشتري به شما ميدهند و بعد با انرژي زياد به سراغ کارهاي ديگر برويد.
4- همين طور که روز شما به جلو پيش مي رود به ترتيب کارهايي که بايد انجام ميداديد را مرور کرده و به خودتان قول بدهيد که تا پايان روز کليه ي آنها را انجام دهيد. شايد 1 کار باشد، شايد هم 3 -4 کار مختلف، به هر حال فرقي نمي کند. هدف اصلي شما در ابتداي راه اين است که ياد بگيريد کارها را انجام دهيد و آنها را به پايان برسانيد. فقط بايد عمل کنيد و کارها را انجام دهيد. با تمرکز کردن بر روي کارهايي که مي بايست در طول روز انجام دهيد، عادت چرت زدن نيز از بين خواهد رفت.
زمانيکه ميل باطني شما به انجام کارهاي متفاوت افزايش پيدا کند، به چيزهايي ميرسيد که در گذشته خواب آنها را هم نمي ديد. اين امر روحيه و انرژي بسيار زيادي را در وجود شما ايجاد مي کند. اصلاً تعجبي ندارد که پس از چند روز، زنگ ساعت را چند دقيقه زودتر مي گذاريد و آخر هفته هايي را که فقط در رختخواب سپري مي شد، مفيد تر سپري خواهد شد. شما خودتان به صورت خودکار صبح ها زودتر از خواب بيدار مي شويد تا به همه ي برنامه هايي که در ذهن داريد برسيد.
همانطور که در بالا مشاهده کرديد، اولين گام براي داشتن يک زندگي رضايت بخش اين است که به محض اينکه ساعت زنگ مي زند، از رختخواب بلند شويد. از اين طريق حس مسئوليت پذيري شما نيز تا چند برابر افزايش پيدا خواهد کرد. فکر نمي کنم تمايلي داشته باشيد که تمام روز خود را در رختواب سپري کرده و به گذر عمر خود چشم بدوزيد و به کارهايي که مي توانستيد انجام دهيد و نداديد غبطه بخوريد.
سعي کنيد مسئوليت پذير تر باشيد تا بتوانيد بيشتر از زندگي لذت ببريد. به اين مطلب فکر کنيد که اگر به طور روزانه تنها 20 دقيقه بيشتر براي بهبود زندگي خود قدم برداريد، آنوقت نتيجه کار پس از 1 سال يا حتي 6 ماه چه مي شود؟
همين حالا براي تجربه ي يک زندگي بهتر دست به کار شويد.
هر کسي دوست دارد برنده باشد، اما برخي از افراد هستند که "وسواس رقابت" آنها را در بر مي گيرد. اين افراد تمايل دارند که هميشه نفر اول باشند، بهترين بوده، و دلشان مي خواهد که در هر کاري که وارد مي شوند، برنده خارج شوند. اين حس رقابت طلبي سبب ايجاد تنش در روابط فردي و اجتماعي آنها مي شود. دکتر فيل روانشناس معروف به ما هشدار مي دهد که: "عشق و رقابت مانند روغن و آب هستند، و هيچ گاه با هم مخلوط نمي شوند." او پيشنهادات زير را براي افراد رقابت جو مطرح کرده و به آنها توصيه مي کند که ياد بگيرند آرام باشند و از همان چيزهايي که دارند نهايت لذت و استفاده را ببرند.
به جاي رقابت با برادر و خواهر، سعي کنيد از موفقيت هايشان لذت ببريد.
گاهي اوقات برخي از افراد هستند که حتي در مورد خواهر و برادرهاي خودشان هم احساس بدي پيدا مي کنند. اين قبيل افراد به ظاهر و چگونگي برادر و يا خواهر خود حسادت مي مي ورزند. اگر شما جزء اين گروه هستيد، به هيچ وجه نبايد به خودتان اجازه بدهيد که در کارهاي آنها دخالت کرده و خرابشان کنيد. دکتر فيل به مهمانان برنامه ي خود، خواهرهاي دوقولوي 46 ساله اي را معرفي مي کند که در تمام طول عمر خود با هم در حال رقابت بوده اند. وي سپس اظهار مي دارد: "زمانيکه با خواهر خودتان رقابت مي کنيد تا برنده شويد، بايد از او يک بازنده بسازيد." به اين موضوع فکر کنيد؛ آيا واقعاً احساس مي کنيد که مي توانيد با غرور بگوييد: "من از خواهرم يک بازنده ساختم؟" زمانيکه بر سر مسائل جزئي و سطحي با هم رقابت مي کنيد، با اين کار صرفاً محبت يکديگر را از دست مي دهيد و چيز ديگري هم عايدتان نخواهد شد.
به جاي اينکه همواره در حال رقابت با يکديگر باشيد، خودتان را جاي او بگذاريد. از موفقيت هاي که به دست مي آورد احساس غرور کرده و به او افتخار کنيد. "اصيل ترين و خالص ترين عشق در اين دنيا عشقي است که ما نسبت به خانواده ي خود داريم، چرا که احساس رقابت نسبت به اعضاي خانواده ي خود نداريم. و به اين واسطه ميتوانيم تسلي بخش خاطر خود و آنها باشيم."
خود حقيقيتان را کشف کنيد.
ببينيد که واقعاً چه کسي هستيد و خود حقيقي تان را بپذيريد. دکتر فيل مي گويد: "شما نيازي نداريد که خودتان را با ديگران مقايسه کنيد تا بتوانيد زماني که در آينه نگاه مي کنيد به خود بباليد." هميشه به خاطر داشته باشيد که شما شخصيت منحصر بفرد خودتان را داريد و ديدگاه ديگران در مورد شما تنها بر اساس کارهايي که انجام مي دهيد شکل مي گيرد، نه از طريق مقايسه ي شما با ديگران.
تصميم بگيريد که اينقدر حس رقابت جويي نداشته باشيد.
يکي از ميهمانان برنامه به دکتر فيل مي گويد در هر کاري که انجام مي دهد روحيه رقابت جويي بسيار بالايي دارد. از تخته بازي کردن گرفته تا قرارهاي ملاقات عاشقانه. او اظهار مي دارد که نميتواند طبيعت رقابت کننده ي خود را متوقف سازد. اما دکتر فيل به او اطمينان مي دهد که مي تواند يک چنين کاري را انجام دهد. دکتر به او مي گويد: "تو يک فرد بالغ هستي، براي خود تصميم گيري مي کني و مي تواني در زندگي نقشه هاي ذهني ات را متجلي سازي." همه چيز به خودتان بستگي دارد. اگر تصميم بگيريد که با هر کس در هر شرايطي رقابت نکنيد، مطمئن باشيد که مي توانيد از پس آن بر بياييد. مسئوليت تمام کارهايي را که انجام مي دهيد به عهده بگيريد و تصميم بگيريد که تغيير کنيد. رقابت حقيقي اين است که بهترين انساني باشيد که مي توانيد.
متوجه باشيد که نياز شما به بردن جستجويي براي يافتن اعتبار و تاييد از خارج است.
دکتر فيل به ميهمانان برنامه خود مي گويد: "ارزش فردي شما نبايد وابسته به تاييد و تصديق ديگران باشد. اگر همان کسي که هستيد را نشان بدهيد، شايد ديگر لازم نبينيد که در هر موقعيتي رقابت کنيد تا رتبه اول نصيبتان گردد.
دکتر فيل خطاب به يکي ديگر از مهمان هاي برنامه مي گويد: "شما گفتيد که ميخواهيد بهترين باشيد، بنابراين چرا سعي نمي کنيد بهترين کسي باشيد که مي تواند تعادل را در زندگي فردي خود ايجاد نمايد؟" دکتر فيل در ادامه صحبت هاش مي گويد: "اگر دائماً استرس بهتر بودن را به خود تحميل نماييد، نه تنها از نظر رواني، بلکه از نظر فيزيکي نيز به مشکل برخورد خواهيد کرد. تنها چيزي که من از شما مي خواهم اين است که آنقدر به خودتان اعتماد داشته باشيد و براي خودتان ارزش و احترام قائل باشيد که براي جلب توجه و محبت ديگران نياز به برد در شرايط مختلف را احساس نکنيد. در نهايت بايد بگويم که لازم نيست حتماً شما خودتان به دنبال پذيرش برويد، گاهي اوقات بد نيست اجازه دهيد که آنها به سوي شما بيايند."
|
|
| |
|
|
|
|
|