به نام آنکه اشک را آفرید تا سرزمین وداع آتش نگیرد
انا لله و انا علیه راجعون
درگذشت ناگهانی یک عشق ناکام را به همهء عاشقان تسلیت عرض میکنم
عشقی مرد و عاشقی را نیزبا خود کشت.
لعنت به این دنیا و آدماش،لعنت به این زندگی،لعنت ..............................لعنت.................لعنت!!!!!!
دیگه سیرم از این دنیا و از این زندگی و از این همه بدبختی دلم فقط به یک نفر خوش بود که اونم تو این همه تنهایی و بدبختی تنها گذاشت و رفت. کسی که سالها براش میمردم اونم می مرد برام کسی که سالها میگفت دوسم داره حالا چنان خنجری بهم زده که واسه همیشه زخمش رو بدنم میمونه.
خدایا دیگه سیرم دیگه نمی خوام حتی یک لحظه زندگی کنم آخه چرا این کارا با من کرد ما که عاشق هم بودیم...... ما که همدیگه را خیلی دوست داشتیم..... ماکه واسه هم جون می دادیم.....چرا اینطوری شد؟آخه چرا؟
نفرین به عشق به عاشقی نفرین به بخت و سرنوشت
به اون نگاه که عشق تو تو سرنوشت من نوشت
نفرین به من نفرین به تو نفرین به عشــــــق من و تو
به ســـــــــــاده بودن منُ به اون دل سیـــــــاهِ تو
غربت من هرچی که هست از با تو بودن بهتره آخــر خــط زنـدگی ایـن نفســـای آخــــــره
این آخـــــر راه دیــــگه بایـــد کـه تنها بمــــیرم تنها تو اوج بی کسی تو غربت آروم بگیرم
بایـــد برم بایــــد برم بایــــد که بـــی تـو بــپرم آخ که چه سنگین میزنه این نفسای آخــــرم
نفرین به عشق به عاشقی نفرین به بخت و سرنوشت
به اون نگاه که عشق تو تو سرنوشت من نوشت
نفرین به من نفرین به تو نفرین به عشــــــق من و تو
به ســـــــــــاده بودن منُ به اون دل سیـــــــاهِ تو
نفرین...................................................................
!حرفهای خودمونی 
گفتی که می بوسم تو را، گفتم تمنا می کنم
گفتی اگر بيند کسی، گفتم که حاشا می کنم
گفتی ز بخت بد اگر ناگه رقيب آيد ز در
گفتم که با افسون گری او را ز سر وا می کنم
گفتی که تلخی های می، گر ناگوار افتد مرا
گفتم که با نوش لبم آن را گوارا می کنم
گفتی چه می بينی بگو، در چشم چون آيينه ام
گفتی که از بی طاقتی دل قصد يغما می کند
گفتم که با يغماگران باری مدارا می کنمگفتی که پيوند تو را با نقد هستی می خرم
گفتم که ارزان تر از اين من با تو سودا می کنم
گفتی اگر از کوی خود روزی تو را گويم بروگفتم که صد سال دگر امروز و فردا می کنم
گفتی اگر از پای خود زنجير عشقت وا کنم
گفتم ز تو ديوانه تر دانی که پيدا می کنم

آنها که از دور نگاه ميکنند مي گويند:" تو چه کم داري؟"هيچ!!!"
و من باران اشکهايم را در ابرچشمانم پنهان ميکنم
و با لبخند پوچي به نشانه تاييد سر تکان مي دهم ....
اما خودم ميدانم که هر گاه درون خود را ميکاوم به يک غم بزرگ ميرسم...
و آن غم نبودن توست !!!
من در کنار همه تو را کم دارم
قلم به روی کاغذ و
یه عالمه دلواپسی
ستاره ها ی آسمون
شدن پناه بی کسیم
قطره ی اشک آسمون
لحظه ی پر غم غروب
قاصدک خسته زراه
حسرت و آه ِ انتظار
غصه های یواشکی
دلخوشیای الکی
دعاهای بی ثمر و
شبای تار و بی کسی
تو خلوت چشای من
بارون و سردی نفس
گلدون خالی از گل و
حقیقت تلخ قفس
پرنده های شب زده
حیرون و مات من شدن
به دنبال روشنی اند
تودنیای سیاه من
اشکم امونم نمیده
دلم داره جون می کنه
تو حسرت نبودنت
می خواد امشب بمیره
|
|


از چه،ييچی،دلم گرفته،دلم عجيب گرفته
از سفيدی وسياهی،هيچ کس نيست که مرا در شب همراهی کند
دستش را بگيرم وعاشقانه خدا را فرياد بزنيم
سيب بخوريم وقشنگ بخنديم
هر دو پرنده شويم ازدست عشق
آری،زيباست آری گفتن
|
روي تخته سنگي نوشته بود:
اگر جواني عاشق شد چه كند؟ من هم زير آن نوشتم : بايد صبر كند. براي بار دوم كه از آنجا گذر كردم
زير نوشته من كسي نوشته بود : اگر صبر نداشته باشد چه كند؟ من هم با بي حوصلگي نوشتم :
بميرد بهتر است. براي بار سوم كه از آنجا عبور مي كردم ،
انتظار داشتم زير نوشته من نوشته اي باشد اما...
مي سپارم دل به دريا بي خيال مي شمارم لحظه ها را بي خيال گاه در آشفته بازار دلم مي شوم تنهاي تنها بي خيال بي خيال با خود اما با تو من حرف هايي دارم اما بي خيال
و ای کاش کسی معنای اين سکوت را می فهميد...
عشق یعنی مستی دیوانگی عشق یعنی با جهان بیگانگی عشق یعنی شب نخفتن تا سحر عشق یعنی سجده ها با چشم تر عشق یعنی سر به دار اویختن عشق یعنی اشک حسرت ریختن عشق یعنی در جهان رسوا شدن عشق یعنی مست و بی پروا شدن عشق یعنی سوختن یا ساختن عشق یعنی زندگی را باختن
عاشق هرکس شدم اوشد نصیب دیگری دل به هرکس دادم اوزد به قلبم خنجری من سخاوت دیده ام دل رابه هرکس میدهم شرم دارم پس بگیرم آنچه رابخشیده ام یه روز بهم گفت: می خوام باهات دوست بشم .
اخه میدونی؟ من اینجا خیلی تنهام! بهش لبخند زدم. و گفتم :اره میدونم فکر خوبیه .من هم خیلی تنهام. یه روز دیگه بهم گفت:می خوای تا ابد باهات بمونم !اخه می دونی من اینجا خیلی تنهام.! بهش لبخند زدم و گفتم: اره میدونم .فکر خوبیه .اخه منم خیلی تنهام یه روز دیگه گفت :میخوام برم یه جای دور جای که هیچ مزاحمی نباشه بعد که همه چیز رو به راه شد تو هم بیا .اخه میدونی؟من اینجا خیلی تنهام. بهش لبخند زدم گفتم: اره میدونم.فکر خوبیه .من هم خیلی تنهام . یه روز تو نامش نوشت:من اینجا یه دوست پیدا کردم اخه میدونی؟ من اینجا خیلی تنهام. براش یه لبخند کشیدم .و زیرش نوشتم :اره میدونم من هم خیلی تنهام. حالا دیگه اون تنها نیست من از این بابت خیلی خوشحالم چیزی که بیشتر خوشحالم میکنه اینه که نمی دونه من هنوز هم خیلی تنهام گرفتن یه عالم غم و غصه به دوش کشیدن خیلی سخته دنیای عاشق و از عاشق ربودن بی عشق شعر عاشفانه عارفانه سرودن خیلی سخته بعد دل سپردن دل بریدن از اونی که دوستش داری دوستت ندارم شنیدن...
مرا تنها نگزار دوستت دارم هيچکس نمي تونه به دلش ياد بده که نشکنه ... ولي من حداقل مي تونم بهش ياد بدم که وقتي شکست با لبه هاي تيزش دست اوني که شکسته رو نبره
اگر سهم من از اين همه ستاره فقط سوسوي غريبي است، غمي نيست. همين انتظار رسيدن شب برايم كافيست |

لعنت به این زمانه ی غریب
لعنت به این همه دوز و این همه فریب
لعنت به این زندگی که نبودش مرا نصیب
لعنت به این همه فرازو این همه نشیب
کاش در دنیا نبودم این زمان
کاش می ماندم همانجا در نهان
کاش بازیچه نبودم بهر این و بهر آن
کاش میمردم نبودم در جهان
ای دل برو که قیمت تو را نبود
ای دل برو که بودن تو را چه سود
ای دل برو تو از زیر این گنبد کبود
ای دل برو از اول نبودت تو را وجود
دیده مبین که دیدن تو را ضرر بود
دیده مبین که دنیا پر از شور و شر بود
دیده مبین که خیانت همه سربه سربود
دیده مبین که این شب کجا سحر بود
ای پا مرو که راهت بود به چاه
ای پا مرو که راهت شود سیاه
ای پا مرو که رفتن برای کدامین نگاه
ای پا مرو که یکدم نباشد نما به راه
ای عقل برو که دیوانگی خوش است
ای عقل برو که جانم به لب نشست
ای عقل برو که از تو دلم شکست
ای عقل برو که مستی مرا خوش است

مرا که رها میکنی
دروغ در میان چشم های تو داد می زند
نگو که عاشق منی
نبض تو برای من نمی تپد
اگر دلت به جز حضور من
عشق دیگری نداشت
هنوز بودی و هنوز
در سکوت خلوتم ترانه می شدی
عشق تو دروغ بود
و می روم که گفته اند
یک گل میان باغچه
بهانه ای برای رویش بهار نیست

ღسفر کردم که از یادم بری دیدم نمیشه ღ
این دفعه من رفتم سفر
رفتم تا شاید فراموشت کنم
رفتم تا شاید عشقت را فراموش کنم
رفتم تا شاید نبودنت را فراموش کنم
رفتم
اما فراموش نکردم
رفتم
اما عاشق تر شدم.

نصــیحت برای پسرها:


عشق نبود ء عاقبت ننگی بود
چونکه با معشوق گرددءروبرو.
پس ما به جهان ءچه کار داریم؟

آنکه دائم هوس سوختن ما کرد کاش می آمد و از دور،تماشا میکرد
عشق با روح شقايق زيباست ، عشق باحسرت عاشق زيباست ، عشق با نبض دقايق زيباست ، عشق با زهر حقايق زيباست ، عشق با در حسرت ديدار تو بودن زيباست ...











